تحلیلی نظری بر پویایی ریسک سیستماتیک ناترازی انرژی در بازار سرمایه ایران در راستای توسعه پایدار: رویکرد DCC-GARCH با متغیرهای برون‌زای مکانی-فصلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. kebrahimi@semnan.ac.ir

2 دانشجوی دکتری مهندسی مالی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. y.heyvadi@semnan.ac.ir

10.22075/mmsd.2026.39947.1030

چکیده

سابقه و هدف: تاب‌آوری بازارهای مالی در برابر شوک‌های غیرمالی، یکی از ارکان کلیدی تحقق اهداف توسعه پایدار در اقتصادهای مدرن است. اقتصاد ایران به دلیل وابستگی ساختاری و متقابل صنایع استراتژیک (نظیر فولاد و پتروشیمی) به منابع انرژی، به شدت با ریسک‌های فزاینده ناشی از ناترازی‌های مرکب انرژی (برق و گاز) مواجه است. این ناترازی‌ها که عمدتاً در فصول اوج مصرف (تابستان و زمستان) رخ می‌دهند، فراتر از یک چالش عملیاتی ساده، به منبعی نوین از ریسک سیستماتیک تبدیل شده‌اند که با ایجاد وقفه در تولید، جریان‌های نقدی آتی شرکت‌ها و ثبات بازار سرمایه را تهدید می‌کنند. هدف بنیادین این مقاله، ارزیابی انتقادی ادبیات موجود و شناسایی شکاف‌های روش‌شناختی در مدل‌سازی اثرات متغیر با زمان شوک‌های مکانی و فصلی ناترازی بر ساختار همبستگی پویای دارایی‌ها با نگاهی ویژه به الزامات توسعه پایدار است.
روش: پژوهش حاضر از نوع مرور نظام‌مند با رویکرد کیفی و تحلیلی-انتقادی است که بر تحلیل شکاف میان ادبیات پیشرو بین‌المللی و تحقیقات تجربی داخلی استوار است. در این مقاله، هیچ‌گونه تحلیل کمی یا آزمون آماری بر روی داده‌های واقعی انجام نشده و تمرکز بر تبیین نظری مدل‌های اقتصادسنجی پیشرفته است. بر این مبنا، چارچوب مدل همبستگی پویای شرطی با متغیرهای برون‌زای مکانی-فصلی (DCC-GARCH-X) به عنوان یک ابزار تحلیلی استاندارد معرفی و اجزای آن تشریح شده است. در این مدل پیشنهادی، نحوه استفاده از مدل GJR-GARCH برای کنترل نوسانات نامتقارن (اثر اهرمی) و چگونگی ادغام متغیرهای دامی فصلی و شاخص‌های ناترازی منطقه‌ای در معادله پویایی همبستگی تبیین گردیده است.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌های حاصل از تحلیل انتقادی پیشینه‌ها نشان می‌دهد که مطالعات داخلی عمدتاً بر مدل‌های تک‌متغیره و ایستا متمرکز بوده و از مدل‌سازی همزمان ابعاد فصلی و مکانی ریسک بازمانده‌اند. چارچوب نظری DCC-GARCH-X، با ارائه مفهومی بتای سیستماتیک پویا، امکان تبدیل ریسک ناترازی انرژی به یک عامل قابل قیمت‌گذاری در تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ (APT) را فراهم می‌سازد. نتیجه‌گیری نهایی حاکی از آن است که ناترازی انرژی منجر به افزایش متغیر با زمان همبستگی‌ها در فصول بحران می‌گردد. این مقاله با ارائه این چارچوب، یک دستور کار پژوهشی برای محققان آتی جهت آزمون تجربی و کمی این روابط فراهم می‌آورد تا از این طریق به ارتقای شفافیت و پایداری در بازار سرمایه کمک نماید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات