نقش ناترازی انرژی و سرمایه‌گذاری زیرساختی در پویایی نرخ تورم ایران: شواهدی مبتنی بر الگوی غیرخطی NARDL

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته اقتصاد پولی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. N_jahani@semnan.ir

2 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. aerfani@semnan.ac.ir

10.22075/mmsd.2026.39863.1027

چکیده

سابقه و هدف: تورم پایدار همچنان یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد کلان ایران به شمار می‌رود. ناترازی انرژی معمولاً به‌عنوان یک منبع ساختاری فشارهای تورمی تلقی می‌شود که ناشی از عدم تطابق عرضه و تقاضای انرژی، اعوجاج‌های قیمتی و کمبودهای تکرارشونده است. انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری زیرساختی در بخش انرژی از طریق کاهش محدودیت‌های ظرفیت و گلوگاه‌های تولید، این فشارها را تعدیل کند. با این حال، واکنش تورم به وخامت و بهبود شرایط انرژی ممکن است نامتقارن باشد. این مطالعه رابطه میان ناترازی انرژی و تورم در ایران را با در نظر گرفتن اثرات غیرخطی و نامتقارن بررسی می‌کند. با استفاده از داده‌های سالانه دوره ۲۰۰۱–۲۰۲۳ (۱۳۸۰–۱۴۰۲)، بررسی می‌شود که آیا تغییرات مثبت و منفی ناترازی انرژی اثرات متفاوتی بر تورم دارند یا خیر، در حالی که نقش سرمایه‌گذاری زیرساختی، نرخ بهره بین‌بانکی و تولید ناخالص داخلی واقعی نیز کنترل می‌شود.
روش: در این پژوهش از داده‌های سری زمانی سالانه ایران طی دوره ۱۳۸۰–۱۴۰۲ (۲۳ مشاهده) استفاده شده است. متغیر وابسته نرخ تورم (رشد سالانه شاخص قیمت مصرف‌کننده) است و متغیرهای توضیحی شامل ناترازی انرژی (ENR)، سرمایه‌گذاری زیرساختی بخش انرژی (INV)، نرخ بهره بین‌بانکی (INT) و تولید ناخالص داخلی واقعی (GDP) می‌باشند. برای مدل‌سازی نامتقارنی، از چارچوب خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی غیرخطی (NARDL) استفاده شده است که ناترازی انرژی را به تغییرات مثبت (ENR+) و منفی (ENR−) تجزیه می‌کند. آزمون‌های ریشه واحد ADF تأیید می‌کنند که هیچ‌یک از متغیرها هم‌انباشتگی از مرتبه دو ندارند. وقفه‌ها با استفاده از معیار آکائیک و در بازه محدود (۰–۲) انتخاب شده و مدل در قالب تصحیح خطا برآورد شده است. آثار بلندمدت، آزمون نامتقارنی (والد) و آزمون‌های تشخیصی و پایداری استاندارد گزارش شده‌اند.
یافته‌ها: نتایج آزمون کرانه‌ها تنها شواهد ضعیفی از وجود رابطه بلندمدت در سطح ۱۰ درصد ارائه می‌دهد و جمله تصحیح خطا منفی اما از نظر آماری معنادار نیست. در کوتاه‌مدت، وقفه تورم رفتار بازگشت به میانگین ضعیفی را نشان می‌دهد، در حالی که تغییرات مثبت ناترازی انرژی اثری مثبت اما غیرمعنادار بر تورم دارند. سایر آثار کوتاه‌مدت، از جمله سرمایه‌گذاری زیرساختی، نرخ بهره بین‌بانکی و تولید ناخالص داخلی، نیز معنادار نیستند. در جزء سطحی مدل، سرمایه‌گذاری زیرساختی با علامت منفی و معناداری مرزی ظاهر می‌شود، در حالی که ENR+ و ENR− معنادار نیستند. آزمون والد از وجود نامتقارنی بلندمدت حمایت نمی‌کند. آزمون‌های تشخیصی و پایداری نیز مشکل اقتصادسنجی قابل توجهی را نشان نمی‌دهند.
نتیجه‌گیری: نتایج مدل NARDL شواهد آماری قوی از هم‌انباشتگی، تعدیل بلندمدت پایدار یا اثرات نامتقارن بلندمدت ناترازی انرژی بر تورم در ایران طی دوره ۲۰۰۱–۲۰۲۳ ارائه نمی‌دهد. آثار کوتاه‌مدت ضعیف بوده و نقش سرمایه‌گذاری زیرساختی تنها از پشتیبانی آماری محدودی برخوردار است. بر این اساس، دلالت‌های سیاستی باید با احتیاط بیان شوند. اگرچه یافته‌ها از ادعاهای قوی درباره اثرات بلندمدت یا نامتقارن تورمی حمایت نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند که انجام پژوهش‌های بیشتر با داده‌های با فرکانس بالاتر، سنجه‌های جایگزین ناترازی انرژی و لحاظ صریح شکست‌های ساختاری همچنان ضروری است.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات